بوی عطر یاس

عشق ، عاشق ، معشوق ..........

سلام عاشقا .

امشب از بیت علی بوی گل یاس آمد                      جان بگیرید ز ایثار که عباس آمد

امروز روز ولادت آقامونه . روز امید دل حرم و ساقی لبهای تشنه ، روز عباس حضرت زینب(س) ....

امید دل زینب ، عمود خیمه حرم نشینان .............چی بگم که .............

خیلی خوشحالم . چون خیال علی (ع) دیگه راحت شده . چون میدونه حسینش تو کربلا بی یاور

نیست یه پشتوانه داره یه علمدار ، یه قمر بنی هاشم ، یه یل یه عباس و یه سقا برای

علی اصغر ..... الهی جوانیم به فدایت یا حضرت عباس (ع) ..............

آقا چه خوب شد آومدی آقا ...... حالا خیال عمه جانمون زینب(س) راحت شد .

آقا بگو شب ۲۱ رمضان چی شد که مولای دل شکسته به شما اجازه موندن دادن . شما که از اولاد

حضرت زهرا(س) نبودی . اما نه هیچکس تو این حد نیست که بخواد در این مورد حرف بزنه .

چون روز عاشورا خود مادر اثباتش کرد ............................. 

نمیدونم آقا جونم چرا هر وقت حرف از شما میشه یاد حضرت سکینه(س) می افتم ............

.............................................................................................

بگذریم روز ولادت اذیتتون نکنم . منو ببخشید دل ماهم اینجوریه دیگه .

 

 

راستی میگن امروز روز جانبازم هست . چه کلمه غریبی ..................

جانباز ............ آهان یادم افتاد پارسال همین موقع ها بود که شنیدم و تو برنامه ها دیدمشون ....

همونایی که تنها مونسشون یه صندلیه با دو تا چرخ یا دو تا عصا یا یه تخت و یه استوانه آهنی

پر از هوا ، هوایی که از هر هوایی براشون سنگین تر ، یا یا یا .........

اونایی که تو این دور و زمونه از خیلی ها خیلی چیزا شنیدن که براشون سخت تر از حالشونه .

چقدر سنگدل شدم . اونقدر که نمیخوام بدونم کی رفته و چی ازش مونده . تا حالا فکر کردیم .

به راه رفتنمون ، به اینکه میتونیم تنهایی جایی بریم یا اینکه همین الان داریم راحت نفس

می کشیم . تا حالا شده با دیدن چند تا فقط چند تا پله غصمون بگیره و ............

وقتی یه مریضی بیش از یه روز ، یه هفته ، یه ماه خوبه بگم یه سال مارو اذیت میکنه حالمون

دیدن داره . میدونید چرا ؟ چون به خاطر عشقمون اینجوری نشدیم و گرنه صبر زیادی میخواد که ......

با هر کدومشون که حرف میزنی . میگن ما که چیزی نمیخوایم . مگه ما اصلاً به خاطر گرفتن یا

داشتن این دنیا رفتیم . اما اگه بخوایم به حال خودشون رها شون کنیم نمیدونم چه واژه ای میشه

در موردش به کار برد . نامردی  .....  نارفیقی  ........  نمی دونم . خودتون بگید  ..........

آره اونا فقط یه کم از محبت ، توجه ما رو میخوان ، میخوان که فراموش نشن مثل رفقای رفتشون.

میخوان که تو دفتر خاطرات ما اون صفحه ای نباشن که کندیمشو فقط تیکه های کاغذ تهش مونده .

که اونم داریم میکنیم تا اصلاً نباشه تا چشمون بهش نخوره ، تا یادمون نیاد که ......

به خدا انصاف نیست وقتی دنبال دارو میره جواب بشنوه که : " آقا میخواستی نری مگه من

گفتم که ... "

نه . نه ، به خدا این رسمش نیست ، این راهش نیست ، این مرامش نیست ، مسلکش نیست .

مگه ما تا کی میتونیم نبینیم و بگذریم چشامونو رو هم بذاریمو ................ تا کی .......

بیایم یه کم یادشون باشیم ، یارشون باشیم بعد میفهمیم عشق چیه و عاشق کیه .

بیاد اگه میخایم از یاد نریم با اونایی باشیم که از یاد رفتن ...........................

تو ادامه مطلب هم دو تا شعر از مرحوم ابوالفضل سپهر گذاشتم . بخونید ارزششو داره .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/27ساعت   توسط حمید   | 

مولود عشق .....

 

سلام به دوستای با احساسم .

 

میخوام بگم از حسین (ع) .همونی که آغوش پیامبر خیلی باهاش انس داشت ....

 

 چه جوریشو نمی دونم ؟

 

خیلی سخته .................

 

یادتونه یه بار از یه باغ و باغبونش صحبت کردم ، از یه هدیه آسمونی ......

 

هدیه ای که با اومدنش خون به دل باغبون کرد ......

 

گفتم که اون هدیه بی قرار بود . بی قرار عشقش ، بی قرار یارش ، دنبال اونی بود که آرومش کنه

 

اونیکه بهش وعده داده بودن،اونیکه باهاش میموند،اونیکه طاقت یه روز دوریشو نداشت ..........

 

کسی جز ام المصائب نبود که بتونه حسینشو آروم کنه ، زینب بود که واسش میموند ، زینب بود

 

که هر کسی تو  دریای عشق و صبرش غرق میشد . آره اون هدیه فقط تو دستای کوچولوی یه

 

خانوم تو آغوش پر از عشقش ، عشقی که از عقل من خارج آروم شد . آروم آروم آروم تا یه روزی

 

که ......... 

 

حالا اون هدیه اومده ، اومده و خنده رو لبهای همه نقش بسته ، همیشه تو این روز از این خوشحال

 

میشدم چونکه یاس این باغ هم خوشحال بوده چونکه اون مردم نامروت همیشه شادی رو از یاس

 

میگرفتن و کم پیش میومده که یاس باغ باز بشه و ......آخه چقدر مردم میتونن کور و کر باشن ........ 

 

بگذریم آخه ولادت .........................

 

ولی همه یه جورایی می دونستن که این هدیه ......


امام صادق (ع)  فرمود:

 

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد

 

می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»


پیامبر اکرم (ص) فرمود:

 

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را

 

بکشند نیازی نیست.»

 

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان

 

پاسخ را تکرار کرد.

 

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

 

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و

 

وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»

 

آنگاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ولی راستشو بهتون بگم من هیچ وقت نتونستم تو این روز زیاد خوشحال باشم . کاشکی .....

 

خیلی جای فکر داره که ۷ تن از امامان ما از اولاد این هدیه هستن . براستی که امامت ، ولایت و

 

وصایت از نسل این مولود .

 

همیشه نمی تونستم از عشقم زیاد حرف بزنم ...... بزارید تو دلم بمونه .......

 

بمونه ........ آخه هر حرفی رو دوست ندارم که بگم .

 

 

یک موی حسین به کهکشان می ارزد                   ابــروی حسین به آسمــان می ارزد

 

گفتــــا کــــه بهشت را قیمت چیست؟                   گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

 

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت   توسط حمید   | 

از غروب حرم تا طلوع دل .....

 

وقت غروب که رو زمین خورشید                                           واسه زمین مثل نگین خورشید

تو سینــه کبـــود هفـت آسمـون                                           شمال شــرق سرزمین ایـــرون

یه گنبــــــد طلائیـــــــه قشنگـــه                                           که آشیــــــونه دلهـــــای تنـــگ

یه تیکه خاک از آسمـــون گرونتر                                           یه دسته از رودخونه مهربونتـــر

منتظــــر کـه هر کی حاجت داره                                           هر کی دلش شوق زیارت داره

هر کی اسم مشهدشو شنفته                                           بار سفـــــر ببنــــده راه بیفتـــه

سلام دوستای مهربونم .

بازم غروب شده و من یاد غروبای مشهد افتادم . یادش بخیر ........

خیلی صفا داره . خورشید  کم کم داره از امام رضا دل میکنه و منتظر تا فردا دوباره بیاد و ........

تو این موقع هوا داره یواش یواش تاریک میشه همه توی صحنها نشستن ، یه گروه دارن با آقاشون

درد و دل میکنن و اشک میریزن ، بعضی با خانواده نشستن و بچه ها هم مشغول بازی  .....

همه احساس خوبی دارن آخه کجا میتونن اینقدر آروم باشن . خوب که نگاه میکنی میبینی بعضی ها

زانوهاشونو بغل کردن و خیره شدن به یه جایی که دل میبره به یه گنبد طلائی و قشنگ ، حرفی نمیزنن

اما از چشماشون قطره قطره عشق جاری میشه و میریزه روی سنگای سرد حرم ، دلاشون پره .....

ولی چی بگن که ..... . اصلاً مگه لازم اونجا چیزی هم گفت . اونکه تو رو میبره از دلت خبر داره ......

حالا دیگه هوا تاریک شده و دارن چراغهای صحن رو کم کم روشن میکنن و صدای اذان کل فضا رو پر

کرده . عده ای با عجله میرن طرف حوض قشنگ وسط صحن تا آماده خوندن نماز بشن . آخ که چه

صفایی داره وقتی توی صف نماز وایسادی که یه نسیم رضایی شروع میکنه به وزیدن

انگار که روحت داره پرواز میکنه احساس سبکی عجیبی میکنی . دیگه دلتنگ نیستی ، دیگه فکری

تو سرت نیست ، انگار اون لحظه ها اصلاً تو این دنیا نیستی . خوب معلومه امام رضاست دیگه .......  

نماز عشق تموم میشه . حالا دیدنی تر میشه . چون هر کی یه طرفی میره یکی میره حرم یکی میره

خونه ،صحن داره خلوت میشه ، دارن فرشا رو هم جمع میکنن ، آره باید بشینی روی سنگ باید خاکی

بشی ( خودمونیم هر خاکی شدنی بد نیست  ).

دیگه داره وقتش میشه ، وقت اینکه بشینی و درد دلتو باز کنی . چقدر لذت داره وقتیکه میشینی روبروی

گنبد طلائی و بهش ذل میزنی انگاردیگه فاصله ای نیست ، دیگه مرزی نیست دیگه هیچی نیست که تو

رو از امام رضا جدا کنه . حالا تویی و امام رضا . آره درسته نه خواب نه رویا،تو اونجایی ، توی حرم ، پیش

امام رضا جایی که هر شب خوابشو میبینی یا آرزو داری اونجا باشی جایی که هر وقت صحبتش میشه

دلت پر میکشه و میاد همین جا . 

دوست داری که جای اون کبوتر هایی باشی که خونشون تو حرم ، همیشه هر وقت دلتنگ میشن میرن

و یه دوری تو حرم میزنن ........ خوش به حالشون .

دیگه بیشتر از این اذیتتون نکنم . حرف زیاده .......

اما یه چیز مهم هست که باید بگم . اونم اینه که زیاد مهم نیست که زود زود بری مشهد یا زیاد اونجا

بمونی یا اینکه توی یه موقع خاص اونجا باشی . این خیلی مهمه که هر وقت و هر جا دلت هوای

امام رضا رو کرد وقتی یه سلام به آقا میدی جوابتو با قطره های اشکی که از روی گونه هات سر میخورن

بشنوی . اینه که خیلی مهمه حتماً لازم نیست بری مشهد حتماً لازم نیست که .....

ولی این لازمه که دلت ، روحت ، اینقدر سبک شده باشه که هر وقت خواستی پرواز کنی هیچ

محدودیتی پیش روش نباشه و هیچ تعلق خاطری نداشته باشی .

دیگه بسه دارم زیادی حرف میزنم .

امیدوارم که هر چه زودتر قسمت بشه یا با جسمتون یا با روحتون برید زیارت امام رضا .

دلم میخواد هر چی دارم نذر امام رضا کنم             دار و ندارم و یــه روز به پــــای اون فـــدا کنم

دلم میخواد روبــروی گنبـــد زردش بشینــم             شب تا سحر گریه کنم همش رضا رضا کنم 

دلم میخواد هر چی دارم دونه و گندم بخرم             با چشم گریه همشو هدیه به کفتــرات کنم

قربــــون کــبـــوتـــــــرای حــــرمــت امام رضا             قربــون لطـــف و صفـــا و کــــــرمت امام رضا

آخـــرش حاجتمـــو مــن میگیــــرم امام رضا             یه روز از عشق تو مــولا میمیـــرم امام رضا 

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت   توسط حمید   | 

اجابتم کن .....

 

هميشـه  از حـرمش بـوي سيب مي آيد                              صــداي  بــال ملـائك عجيـب مي آيـد

 

ســلام  ! ضــامن آهـو دل شكسـتة من                              به پاي بوس نگاهت ، غــريب مي آيد

 

نـگاه  زخـمــــي تو تا بقيــع باراني است                              مگر زســمت مــدينــه طبيــب مي آيد

 

بـه  پـاي سـفره ‌قلبــــت ، غريبـة‌ تنهـــا                              علـي  زسـمت نجـف عنقريـب مي آيد

 

طلاي گنبد تو وعده گاه كفتر هاســــت                              كبوتـو  دل من ، بـــي شـكيب مي آيد

 

بـرات  گشـته به قلبم مـراد خواهي داد                              چـرا  كه نالـة «اَمَن يُجيـب » مـي آيـد

 

(شاعر - معاصر)

 

 

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت   توسط حمید   | 

یا امام رضا ....

 

می دونی میخوام چیکار کنم؟


میدونی میخوام کجا برم؟


میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم.


اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم.


دوسش دارم امامه در خونشون در بزنم.


بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم می گه میخوام برم امام رضا.


بخدا دلم تنگ دیگه.


بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده.


دوای درد مردم و از طرف خدا میده.


میخوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم.


تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم.


بهش بگم اما رضا مریضا رو شفا بده.


دوای درد مردم و از طرف خدا بده.


آقا جون میخوام بیام به مشهدتت به طواف کفترای گنبدت.


براشون یه کیسه گندم بیارم خبر از دردای مردم بیارم.


بهشون بگم برای من دعا کنن اونقدر تا که تو رو رضا کنن.

 

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  86/05/13ساعت   توسط حمید   | 

مرحوم آغاسی

 

اي خماران را شرابي سوخته              ما عطشناکيم و آبي سوخته

بي تو در چاهيم و آهي آتشين            دردي از دور و طنـــابي سوخته

دوش ديدم خيمه هايي را به خواب       شعله گون در پيچ و تـابي سوخته

از حرارت سوختم آبي کجاست            چشم حسرت ماند و خوابي سوخته

خشکسالي مي تپد از شش جهت       آسمان دارد سحــــــابي سوخته

ذوالجناح آمد وليکن بي سوار               خسته با زين و رکابي سوخته

کاروان بر باد گويي مي رود                  غرق ماتم در نقابي سوخته

مي رود تا شام در بهت غروب               بر سر ني آفتاب سوخته

 

+ نوشته شده در  86/05/13ساعت   توسط حمید   | 

صبر یعنی....... ؟

 

سلام دوستان مهربانم.

هر چقدر فکر کردم دیدم که شعر جوابگوی این شب نیست و حرفای زیادی دارم که تو هر شعری

نیست . پس اگه حوصلشو دارید بخونید .

میخوام براتون یه قصه بگم از یه باغ ، یه باغ پر از گل که پر از احساس بودن پراز عشق بودن

اما مظلومیتشون هنوز پابرجاست . اون قدیما تو یه سرزمین گرم یه باغ گل بود و یه باغبون مهربون که

عاشق گلهاش بود ولی من می خوام از یکی از لاله های اون باغ براتون بگم که شاهد پرپر شدن

یاس ها ، شقایق ها و لاله های اون باغ و باغبونش بوده .

قصه از اونجا شروع میشه که هنوز این لاله غنچه بود که خدا یه هدیه از آسمون فرستاد تو این باغ 

اما آروم و قرار نداشت پیش هیچ گلی هم آروم نشد تا اینکه رسید دست لاله قصه ما و تو بغلش آروم

شد، آروم  آروم  .........

بعد مدتی مردمای اون شهر اینقدر باغبون اذیت کردن که ترکشون کرد . دیگه اذیت کار مردم شده بود .

انگار چشم دیدن این باغ و نداشتن ، هر روز به یه بهونه میومدن و گلهای باغ رو لگد مال می کردن .

و لاله کوچیک ما کم کم بزرگ می شد و شاهد پرپر شدن گلهای باغ بود . دیدش که چطوری یاس

باغبونو نیلی کردن دید که چطوری یاس آب شد و پر کشید و رفت .

حالا اون مونده و چند تا گل که تمام دلخوشیش به اوناست ، حالا دیگه لاله باید یاس بشه دیگه اون

باید مواظب گلهاش باشه .

گذشت .............

یکی یکی تمام گلها پرپر شدن و لاله می دید و صبر می کرد . صبر ......

حالا مونده همون یه هدیه آسمونی که عاشق و معشوق هم بودن یار و دلدار هم بودن .....

حسین و زینب هم بودن . اما ......

آره عزیزان زینب (س) ام ابیها بود برای علی(ع) مثل حضرت زهرا (س)  که ام ابیها بود برای پدر .

زینب بود که پس از پدر حامی برادرانش بود . پشتوانه گرم و پناهگاه آرام بیت علی(ع) بعد از مولا

ام المصائب چیزی نیست که بشه با کلمه تشریحش کرد . تا حالا به اسیری فکر کردیم . به اینکه هم

اسیر باشیم و هم سفیر ، سفیر وادی عشق ، وادی بلا ، درد و رنج و دوری .........

خدا کنه که نفهمیم و ندونیم به دخت علی نسبت کنیز دادن یعنی چی ....................................

زینب یعنی از کودکی رنج دیدن ، درد کشیدن یعنی دیدن مادر بین در و دیوار یعنی دیدن دستای

بسته شیر خدا یعنی دیدن غربت برادر در خانه یعنی برادر زهر داده یعنی دوخته شدن پیکر بر تابوت .

یعنی چه و چه و چه ...

براستی اگر حضرت زینب (س) و امام سجاد(ع) نبودند چیزی از کربلا می ماند ؟ بی شک نه .

رسالت پیام کربلا بر دوش حضرت زینب بود . و چه خوش سفیری بود که با خطیبه هایش عرش به

لرزه افتاد و پایه های حکومت کفر سست شد .

سخن کوتاه کنم که هر چه از حضرت زینب(س) گفته شود حقی از ایشان ادا نخواهد شد .

همیشه و هر وقت با مصیبتی مواجه شدیم فراموش نکنیم مصیبت یعنی چی و صبر یعنی کی ؟

ببخشید که سرتون رو درد آوردم . آخه دلم راضی نمی شد که نگم .

به بزرگیتون ببخشید.

 

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط حمید   | 

میلاد مبارک

 

 

تا در هستی به دنیا باز شد                          عشق با نام علی آغاز شد

 

   یا علی با تو جهان گل می کند                       زندگی غم را تحمل می کند

 

   یا علی ای نام تو آرامشم                              همچو خاکستر یه زیر آتشم

 

تا جهان و هستیش بر پا بود                          عین و لام و یا مراد ما بود

 

خجسته میلاد مولود کعبه و همچنین روز بابا  را به تمامی عاشقان

ولایت و امامت تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

 

+ نوشته شده در  86/05/06ساعت   توسط حمید   | 

مرحوم آغاسی

شيعه يعني عشق بازي با خدا                                   يک نيستان تک نوازي با خدا

شيعه يعني هفت خطي درجنــون                                  شيعه طوفان ميکند در کاف ونون

شيعه يعني تــنـــــــدر آتــش فـــــروز                                    شيعه يعني زاهد شب شير روز

شيعه يعني شير يعني شيـــــرمــــــرد                                    شيعه يعني تيغ عـــريان در نبرد

شيعه يعني تيغ تيغ مو شکــــــاف                                   شيعه يعني ذوالفقـار بي غــــلاف

شيعه يعني سابقون السابقون                              شيعه يعني يک تپش عصيان وخون

شيعه بايد آب ها را گل کنــــد                                  خط سوم را به خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولياست                                 کربلا بارز ترين منظور ماست
 
شيعه يعني بازتاب آسمـان                                 بر سر ني جلوه رنگين کمان

از لب ني بشنوم صوت تو را                                صوت اني لا اري الموت تو را

يا حسين زلفت رها در باد شد                                 وز شميمش کربلا ايجاد شد

صبر کن ني از نفس افتاده است                                ناله بر دوش جرس افتاده است

کاروان بي مير و بي پشت و پنــاه                                    در غل و زنجير مي افتد به راه

مي رود منـزل به منـزل در کـــــويـــــر                                     تا بگويد ســرّ بيعت بـا غديــــــر

شيعه يعني انتــــزاج نــــار و نــــــــــــــور                                      شيعه يعني راس خونين در تنور

شيعه يعني هفــــــــت وادي اظــــطــــــراب                                       شيعه يعني تشنگي در شط آب

مـــــادر موسي که خود اهل ولاســــــــــت                                         جرعه نوش از باده جام بلاســـت

در تب پــــــــــژواک بانـگ الــــــرحيــــــل                                              مي نهد فرزند بر دامـــان نيـــــل

نيل هم خود شيعه مولاي مـــاست                                            اکمل اوييم و او اولاي مــــاست

شيعه يعني تيغ بيرون از نيام                                            اين سخن كوتاه كردم والسّلام

 

+ نوشته شده در  86/05/04ساعت   توسط حمید   | 

ولادت امام محمد تقی خجسته باد .

 

 میلاد امام جواد را به تمامی دلباختگان آن حضرت و همچنین به برکت ایران زمین،شمس الشموس،

انیس النفوس حضرت علی ابن موسی الرضا المرتضی تبریک و تهنیت عرض می نمایم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/03ساعت   توسط حمید   | 

مناجات

 

من خار و پستم ای خــدا توبـه شکستم ای خـدا

                                                                      اینک که هستم ای خـدا یا رب به فریادم برس


باشد سیـه پرونده ام از کــار خود شرمنـــده ام

                                                                        بد بنده ام بــد بنـــده ام یا رب به فریادم برس



در این دیار رنگ رنگ از بس که من کردم درنـگ


                                                                        راه نجاتم گشته تنــــگ یا رب به فریادم برس



بیرون ز سر هوشم شده غفلت هم آغوشـم شـده

 


                                                                        مرگم فراموشـــم شده یا رب به فریادم برس



با قلب پر غم میــروم بـی یارو همــدم میــروم


 

                                                                        رفتن دو مـاهم می روم یا رب به فریادم برس



در موقـع جـان کنـدنــم در زیر گـِلهـا رفـتـنـم


 

                                                                        هنگــــام تلقیــن گفتنم یا رب به فریادم برس



پیــرو شـدم وسـواس را بردم ز یاد احسـاس را


 

                                                                        ســختـی حق الناس را یا رب به فریادم برس



من دائمــاً در جا زنــم جــا مانـده از یـاران منم


 

                                                                        بار گنــــه بـر گردنـــــم یا رب به فریادم برس



تا که ز دستم ای خـدا یـارم شــود امشب رضــا


 

                                                                        خوانــد برای من دعــــا یا رب به فریادم برس



دل سایه صاحب زمـــان یارب بده بر من امــان


                                                          

                                                                        تا کــه شوم از شیعیان یا رب به فریادم برس



جان امیـــر المومنیــن جان حسیــن بی معیــن


 

                                                                        جـــان یـــل ام البنیــــن یا رب به فریادم برس




+ نوشته شده در  86/05/01ساعت   توسط حمید   |