تویی تمام من .....
تویی تمام وجود من تمام هستی و بود من
تمام خنده و گریه تمام بود و نبود من
تویی تمام نگاه من تمام سردی آه من
تمام غم ، غصه من تمام بغز گلوی من
تویی تمام عمر من سلوک من نگار من
تمام زندگی من هستی من سجود من
تویی تمام مستی ام خمر و خمار،الست من
تمام صبر و طاقتم امید من شکیب من
تویی تمام عشق من معشوق من محبوب من
تمام مرهم و دوای درد بی دوای من
تویی تمام اشک من باران من آرام من
تمام ذکر لب من آهنگ نبض قلب من
تویی که با آمدنت غصه رها شود ز من
بیا که با آمدنت عیان شود حبیب من
این شعرمو قبلاْ یه بار گذاشته بودم .
اگه تکراری ببخشید . دل دیگه .........
شهادت بنت الحسین (ع) ، فاطمه کربلا ، حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) را بر تمام عاشقان
مکتب اهل بیت تسلیت عرض می کنم . باشد که مورد شفاعت دستان کوچکش باشیم
بی گل رویت پدر از زندگی دل ، بر گرفتم دست شستم از دو عالم تا تو را دلبر گرفتم
یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم
هر چه کردم جستجو ، انگشت و انگشتر ندیدم پس سراغ حضرتت از عمه مضطر گرفتم
داشتم می مردم از غم در کنار کشته تو لب بر آن حنجر نهادم زندگی از سر گرفتم
بر تن آزرده من بوسه می زد تازیانه من برای توشه ام ، بوسه از آن پیکر گرفتم
بس که سیلی زد عدو در راه وصلت بر تن من صورتم نیلی شده ، سبقت ز نیلوفر گرفتم
منو ببخشید ......
داد از غم تنهايي ......
اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي
دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي
در آرزوي رويت ,بنشسته به هر راهي
صد زاهد و صد عابد , سر گشته سودايي
مشتاقي و مهجوري ,دور از تو چنانم كرد
كز دست نخواهد شد پايان شكيبايي
اي درد توام درمان در بستر ناكامي
وي ياد تو ام مونس در گوشه تنهايي
فكر خود راي خود در امر تو كي گنجد
كفر است در اين وادي خود بيني و خود رايي
در دايره فرمان ما نقطه تسليميم
لطف آنچه تو انديشي حكم آنچه تو فرمايي
گستاخي و پر گويي تا چند كني اي فيض
بگذر تو از اين وادي تن ده به شكيبايي